#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
روزی که تو آمدی
به چشمان پریرویان این شهر به صد امید می بستم نگاهی مگر یک تن از این ناآشنایان مرا بخشد به شهر عشق راهی
نااااایس
بیا باهم زار بزنیم زود بیاد
تا خنده هست زاری چراا نترسین بادمجوووووون بَم آفت نداره
دلم برات تنگ شده
کی مثل من، واسه تو ، قلب شکستش میزنه
مثل نیلوفر و ناز ، ساقه ترد ظریفی دارد بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد جان این ساقه نازک را -دانسته- بیازارد
که در آیینه اشک تو ،، غم من پیداست قطره ی اشک تو داند که ::: غم من در یاست دل من گریه نکن !!! سخن از اشک مخواه که سکوتت :: گویاست...
با عشق مي میرد.
آهسته و آرام.... از من مپرس که از کجا می آیم.... من از سرزمینی دور اما سرشار از مهربانی می آیم..... من هم آواز با پرندگان و هم صدا با بهار همراه با وزش نسیم صبحگاه می آیم...... من با کوله باری از عشق می آیم.
نگاه زیبایت را مهمان دلم کن
خسته از واژه های تکراری و لحظه های تکراری و سکوت و انتظاری که در زندگی ام حکمفرما شده است.
که چرا.... صبح تا نیمه شب منتظری همه جا می نگری
خدایا
خدایا.............................................نمیخوام.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .