♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده می نویسم و ساده می گویم من هستم پس باش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهی خسته ........فاصله ها پردرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه نگاه دارم در چله ی دیدگان می گذارم و با قدرت اشک به دنبالت پرتاب می کنم تا لحظه ای حتی لحظه ای که شده چشمانت را ببینند اما باز نمی رسد این نگاه به نگاهت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز باران مي بارد امان از این چشم ها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســــــراغ تـــــــو را می گیرم هنــــــــــوز ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حد اقل... آسمونـــمون یکیـه!..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز زیر چتر تنهایی ؛ از تو می نویسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم ها همه می پندارند که زنده اند... برای آنها تنها نشانه ی حیات ؛ بخار گرم نفس هایشان است! اما کسی از کسی نمی پرسد : از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟! چراغش نوری دارد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وجدانم را محاکمه می کنم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .