♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از كجا شروع كنم كه تو هم باشی؟ ازبهار چشمانت كه بیدارم كرد؟ یا زمستان گونه های یخی ام كه تو را خواباند؟ از چه شروع كنم كه تو هم باشی؟ از همین بالها كه تو روی شانه هایم گذاشتی؟ یا از رد پایم كه روی وجدانت ماند؟ از كه شروع كنم كه تو هم باشی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران به لبخند تو مانند است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می توان حقیقتی را دوست نداشت، اما نمی توان منکر آن شد. روسو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ... از خود تهی شده ام ... نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیبایی هاست !!! عینک را برداشتم ... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید می خواهم به دنیای یکرنگم پناه ببرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید در پایان زندگی کرد و از پشت پنجره پایان به خاطرات گذشته نگریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها کسی که وقتی شکمش رو لگد می زدم ازشدت شوق می خندید مادرم بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای یادگیرییه شیرازی باید یکم شخصیتمون هم فرم شیرازی بگیره یعنی چی ؟؟ خب یعنی تنبل بازی...ابنا دیگه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يه ضرب المثل شيرازي ميگه "مي اگر برخيزم، تو اگر برخيزي چه كسي بنشيند؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 10 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .