♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی آن طرف شب صدایم می کند و من چشم هایم را می بندم و به صدای پای شمعدانی ها گوش می کنم. باور کن اگر دیر کنی اگر زودتر سراغ این تنهایی هایم نیایی خود را با بوی یاس ها سرگرم می کنم و تمام نقاشی ها را پاره می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گله ای نیست..به میل خودم عاشق گشتم.. فقط ایکاش..تو احوال مرا می دیدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا من هستم و سكوتی محض....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورت گر بشود یا نشود حرفی نیست... امــــا... نفسم می گیــرد... در هوایـی که نفس هـای تـو نیست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم پر از فردین هایی که نامردن، به اسم برادری نا برادری ها کردن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باخوداندیشیدم در این ترانه های بی تو ماندن دراین لحظه های بی تو حس بودنت شنیدن تپش های قلبت ازمرز فاصله ها ازنگاه چشم های تو تمام انتظارم شده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای غم تو که هستی از کجا می آیی؟/ هر دم به هوای دل ما می آیی... /باز آی و قدم به روی چشمم بگذار /چون اشک به چشمم آشنا می آیی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیــ " تـــــو " حـتـی ... بــارانــــــ هـمـــ ... بـــویــ تـــشــنــگــیـ مــیــ دهــد ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .