♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من چشم خورده ام.... من تکه تکه از دست رفنه ام..... در روز روز زندگانی ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجایی سهراب......................؟من هم میخواهم دور شوم از این خاک غریب ... تو کجایی آخر ......؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قربون حکمتت برم خدا..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی از آدم ها آنقدر نگاهشان......چشم هایشان........دست هایشان....... مهربان است که دلت میخواهد یکبار در حقشان بدی کنی و نا مهربانی....... و ببینی که نگاهشان و چشم هایشان و دست هایشان وقتی نامهربان میشود چگونه است...... ........ در نهایت حیرت تو میبینی مهربان تر می شوند انگار!!!!....لامصب هاااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ورق را با دلم بر میزنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاااااااااااااااااااااااااااااااااایی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خطا از من است..... میدانم... از من که سال هاست گفته ام {ایاک نعبد} اما به دیگران هم دل سپرده ام. از من که سال هاست گفته ام{ایاک نستعین} اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما تو رهایم نکن......بیش تر از همیشه دلتنگتم.....به اندازه ی تمام روزهایی که غافل بودم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم سیر است از نمک های ید دار..... دیگر نمیخواهم نمک گیر شوم..........!!!!!!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاد دوران مدرسه رفتن بخیر. یاد انباشته شدن تکلیفای عید بخیر. یاد بغض های غروب سیزده به در بخیر. یاد زنگ آخر مدرسه بخیر. یاد سوال تکراری موضوع انشا بخیر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تیغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بریده ، که سکوتم "بند" نمی آید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگز شکستن دل افسانه نمیشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا یه موقع هایی از اون بالا بیا پایین بغلم کن...خوووووو مگه چی میشه؟من هم بنده نو هسنم هااااااااااااااااااااااااااااا......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .