♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با دستانم چه کنم؟! بی تابی می کنند ونام تو را می خوانند بهانه ی نوشتن می گیرند خیلی وقت است ورقی سیاه نکرده ام دلم برایشان می سوزد هنوز نمی دانند که بی تابی شان تا ابد ادامه خواهد داشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببار باران...... بزن برشیشه ی قلبم بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دستِ تو باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر غریبانه به لحظه های زندگی ام رنگ آشنایی زدی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایش قسمتم این بود،كه آواره ترین باشم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را .........اين آتش عشق است نسوزد همه كس را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزوهای قشنگ عشق های صورتی به عزای راه بی برگشتم بنشینید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مدت هاست فهمیده ام کسی منتظرم نیست! پس میروم میروم بلکه برای بغض هایم اشک شوم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط.....یک روز خنده کردم وعمری گریستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته شدم از بس نوشتم و نیامدی ...خووووووووووووو.......برگرد....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت نکند ما به تماشای جهان آمده ایم؟ دلم از تو هم گرفته خدااااااااااااااا
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .