♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موج می آید اوج می گیرد فوج فوج مرغ دریایی پرواز می کنند...من به خود می پیچم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرده مــگیر ، مگو قلمش چه تلخ َ ست و عــــبوس ! بگو درد ــواژه زمین گذاشته به امید سبک شـــدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به توصیف نمی آیـــی ! بیـــــــــهوده تقـلا می کنم نایی نیست نوایــــــی نیست فریادی خراشید گلوگــــــــاه قلم را .. .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید که چون تویی عبور کند روزی , از ماجرای ...بودن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـــمه چیز به نقــطه ی شروع بستـــگی داره...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شره ی دقایق , رهگذر زمان خاطره می دود تا هنوز !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .