♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این کویر خشک ، بارانم آرزوست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها همه کمکم میکنند باور کنم : تنهایی خوب است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کویر دل مرا چه به دریا شدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از حال دلم چه می دانی؟!؟چون آتش می سوزاند نگاه آرام و خاموش تو خرمن دلواپسی های مرا می دانی؟؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از در بیرونش می کنم....از پنجره می آید .....این تنهایی لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها خبری نیست جز سیر صعودی دل تنگی های من برای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در روزگاری که ابرها قهر کرده اند و باران از هواپیماها به زمین می آید چه واژه ی غریبی است عـــــ شــــ ـــــق...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من بال پرواز می دهی وقتی نگاهم می کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دفترم را می بندم در کنار تو...احتیاجی به نوشتن نیست نگاهی کافی ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاغذ نمی خواهم قلم نیازی نیست زین پس شعرهایم را در چشمان تو خواهم نوشت...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .