دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمود

محمود
مرد - مجرد
امتیاز: 552

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(165 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

محمود
محمود

مهربانترین قلبها مربوط به کسانی است که با محبت از دیگران یاد میکنن

محمود
1237622_497739920307756_1413308945_n.jpg محمود

pjbh

محمود
محمود

ه8

محمود
1001721_346220458843871_243212667_n.jpg محمود

-ح

محمود
1146549_414735105297018_375481482_n.jpg محمود

جج

محمود
1001526_337403486392235_2048717721_n.jpg محمود

گک

محمود
531915_597260580336645_894207729_n.jpg محمود

ای

محمود
d6f2ac71524e84d3bd577907c5225a1d_1024.jpg محمود

عید همگی مبارک

محمود
2a95fa65e4c491c88529870c1117e1a0_1024.jpg محمود

درویش در چه تفکری درویش......................................

محمود
IMG_0214.JPG محمود

این هم پسر تنها...........

محمود
IMG_0244.JPG محمود

من یک پسر تنها.............

محمود
8.jpg محمود

سلام وستان

محمود
2b0314bcf25_www.mihancamp.com_.jpg محمود

مرد ها . . . اسمشان به سنگدلی معروف است . . . زن ها . . . به آهن پرستی . . . مرد ها و زن ها . . . هر دو انکار می کنند . . .!! هر دو تنها می گذارند و از تنهایی می نالند . . . جمله دوستت دا...

محمود
محمود

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...! وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند... نمیدانم چه زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم... از آن موقع زندگی ام بسیار فرق کرد ، زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد ، وقتی کنترل زندگی دست من بود من راه را میدانستم و تقریبا برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از کوتاهترین مسیر میرفتم... اما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت ، او بلد بود... از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای کوهها و از میان صخره ها و با سرعت بسیار زیاد حرکت کند و به من پیوسته میگفت : « تو فقط پا بزن » من نگران و مضطرب بودم پرسیدم « مرا به کجا می بری ؟ » او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او اطمینان کردم ! وقتی میگفتم : « م

محمود
67695_825.jpg محمود

سلام دوستان عید مبارک