سمن
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم؛ بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت: امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد. آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود؛ لغزید و در آب افتاد تا جایی که نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت؛ یر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد. دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم؛ تو آن جمله را روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟! دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار میدهد؛ باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.
این ارسال را بازنشر کردهاند.
اندكي صبر ..... سحر نزديك است!
14 سال و 7 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبلیه کم صبر کن.صبور باش. خدا بزرگه
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 19 دقيقه قبلdar avaz sepahan bord
14 سال و 4 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 26 دقيقه قبلسلام به همه کسی میتونه کمکم کنه به یه برنامه نویس لازم دارم
13 سال و 10 ماه و 29 روز و 34 دقيقه قبلSalam Dear Friends, I do not understand Farsi, but I love Iran so much. I love this website Donbaler. I want your help, if someone has sharetronix good theme please help me message me your contact address someone help me making a website for me for Pakistan. Please help
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبل