دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ßάßάk яєzάiє

مهربون. حساس. راستگو و صادق. لوس. زود رنج. درباره »
ßάßάk яєzάiє
مرد - متاهل
امتیاز: 98672

دنبال‌شدگان

(35730 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2675 کاربر)

گروه‌ها

(536 گروه)

بازدید

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دیگه امیدی نیست.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

جرعه خاک آمیز چون مجنون کند مرشما را صافِ او تاچون کند

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

این عارف می گوید اگر همه، خاک را آنچنان در آغوش می گیرند و می لیسند، به اعتبار این است که از آن جرعه، چیزی در آن هست، بعد می گوید :

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

گشت بر زلف و رخ از جرعه نشان خاک را(4)شاهان همی لیسند از آن

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

در مقام تمثیل ذکر می کند، می خواهد بگوید که جرعه ای از عشق الهی بر روی خاک ریخته، و اگر انسان موجود خاکی را دوست می دارد، به اعتبار آن جرعه ای است که روی خاک ریخته شده است.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

جرعه ای بر ریختی زان خفیه جام برزمین خاک مِنْ کَأسِ الکِرام

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اینها فلاسفه را که عشق را دو نوع می دانند رد می کنند؛ مدّعی هستند که در معشوقهای مجازی هم، عاشق در عین حال که خودش نمی داند، معشوق را به اعتبار این که پرتوی از او هست، دوست دارد. به عقیدة آنها اصلاً محال است که انسان غیر خدا را دوست داشته باشد. محی الدین می گوید :"ما اَحَبَّ اَحدٌ غَیرَ خالِقِهِ" یعنی احدی تاکنون غیر از خالق خودش را دوست نداشته، "لکن اِحتَجَبَ عَنهُ تعالی تحت زینت و سُعادَ و ..."(3) یعنی او در زیر نامهای معشوقهای مجازی پنهان است، معشوق حقیقی خود اوست. در این زمینه مولوی شعرهایی دارد می گوید :

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عشق حقیقی است مجازی مگیر این دم شیر است به بازی مگیر

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

3. نظریه عرفاء :عرفا مدعی هستند که همه عشقها حقیقی است.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

2.نظریه حکما و فلاسفه اسلامی :حکمای(2) ما به دو نوع عشق قائل هستند؛ یکی عشقهای جنسی یا جسمانی و دیگر عشقهای روحانی، نفسانی یا معنوی، عشق جسمانی منشأش غریزه است، با رسیدن به معشوق و با اطفاء غریزه هم پایان می یابد، اگر مبدأش ترشّحات داخلی بدن باشد، قهراً با افراز شدنش پایان می یابد، از آنجا آغاز می شود و به اینجا پایان می یابد. ولی اینها مدّعی هستند که انسان گاهی به مرحله ای از عشق می رسد که مافوق این حرفهاست. خواجه نصیرالدین از آن به "مُشاکَلَةٌ بینَ النُّفُوسِ" تعبیر می‌کند، که یک نوع همشکلی میان روحها وجود دارد؛ و در واقع اینها مدعی هستند که در روح انسان یک بذری برای عشق روحانی و معنوی هست. در واقع معشوق حقیقی انسان یک حقیقت ماوراء طبیعی است که روح انسان با او متّحد می شود و به او می‌رسد و او را کشف می کند، و در واقع معشوق در درون انسان است و زمینه این عشق در همة افراد بشر وجود دارد.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

1.یک نظریه این است که می گوید عشق به طور مطلق ریشه و غایت جنسی دارد، روی همان خط غریزه جنسی حرکت می‌کند و ادامه می یابد و تا آخر هم جنسی است. "1"

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

در باب عشق سه نظریه یا به عبارتی دیگر سه مرتبه وجود دارد :

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اینکه اصلاً ماهیّت این حالت چیست، خود یکی از موضوعات فلسفه شده است. بوعلی سینا رسالة مخصوصی درباره "عشق" دارد. همچنین ملاصدرا در کتاب فلسفه، در بخش الهیّات، صفحات زیادی ـ حدود چهل صفحه ـ را به تفسیر ماهیّت عشق اختصاص داده است که این حالت چیست که در انسانها پیدا می شود؛ کمااینکه امروز هم مسأله عشق در "روانکاوی" تحلیل می شود.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

کلمه "عشق" در اصل از ماده "عَشَقَه" است، و "عَشَقَه" نام گیاهی است که در فارسی به آن "پیچک" می گویند.که به هر چیز برسد دور آن می پیچد، مثلاً وقتی به یک گیاه دیگر می رسد، دور آن چنان می پیچد که آن را تقریباً محدود و محصور می کند و در اختیار خودش قرار می دهد؛ یک چنین حالتی نیز در انسان پیدا می شود و اثرش این است ـ که برخلاف محبّت عادی ـ انسان را از حال عادی خارج می کند، خواب و خوراک را از او می گیرد، توجه را منحصر به همان معشوق می کند، یعنی یک نوع توحّد و تأحّد و یگانگی در او به وجود می آورد، یعنی او را از همه چیز می بُرد و تنها به یک چیز متوجه می کند، به طوری که همه چیزش او می شود.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عشق يعني عطر گلهاي سفيد

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عشق يعني زندگي را باختن