دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ßάßάk яєzάiє

مهربون. حساس. راستگو و صادق. لوس. زود رنج. درباره »
ßάßάk яєzάiє
مرد - متاهل
امتیاز: 98672

دنبال‌شدگان

(35730 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2675 کاربر)

گروه‌ها

(536 گروه)

بازدید

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دیگه امیدی نیست.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

آدم ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... و گنجشکها جدی جدی می میرند ... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند ... و قلبها جدی جدی می شکنند ... و تو شوخی شوخی لبخند می زنی ... و من جدی جدی عاشق میشم .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دخترک همیشه می گفت: من برای نجابت وفا و زیباییت عاشق تو شدم . پسرک برای روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد ... اسب ، سگ و یک پرنده زیبا! تا دخترک خواست دلیل اینکار را بپرسد ... پسرک رفته بود . برای همیشه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم ، برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی ... (رنگین کمان)

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

خوشبختی داشتن دوست داشتنیها نیست ، دوست داشتن داشتنیهاست !

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

وقتی به آسمون نگاه می کنی ، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره رو همه نگاه میکنن .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

سر کلاس ریاضی بود که استاد اومد و دو خط موازی کشید خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و عاشقش شد . خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی کرد و تو دلش عاشقش شد ، در همین هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت را بیاموزی .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتراست . برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم ، انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد ، اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

یه دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی می کرد . این دختره یه دوست پسری داشت که عاشقه اون بود . دختره همیشه می گفت: اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم . یه روز یکی پیدا شد که به اون دختر چشماشو بده . وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره . بهش گفت: من دیگه تو رو نمی خوام برو . پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقب چشمای من باش .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عشق نه تو کافی شاپه نه تو شکلاته نه تو 206 نه تو اس ام اسه !

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

باز در کلبه عشق عکس تو مرا ابری کرد عکس تو خنده به لب داشت ولی چشم مرا جاری کرد

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عشق واقعی پایان خوشی ندارد چرا که عشق واقعی اصلاً پایان ندارد

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

در عشق صبر باید تا وصل رو نماید این جا به کار نیاید تدبیر کاردانان

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست