پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
عین اینایی که 20 سال توو قرنطینه بودن !
پسرک
دیدی میگن .. نه .. .. خودت خوب میدونی ...
پسرک
دلم میخواد برم ... شاید اینجوری بهتر باشه ...
پسرک
چه شب هایی تا به سحر این دل برات تپیده دل خونم بدون تو یه روز خوش ندیده ! تنها شده دل دوباره .. بارون خون از دو چشام میباره ! .. چی بگم .. من الان لال شدم .. چی بگم ؟! ها؟! ها؟! لعنتی
پسرک
همیشه احمقم .. وای به روزی که با سیاست بشم ..
پسرک
خداحافظ ای دنیای سیاه من که درون چشمهایت گم شده ... فعلاً بای .. دیگه نمی تونم ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل