علیرضا
يكى نيست به اين پيرزن همسايمون بگه تـو چى فكركردى كه زدى تـو كارساپورت
علیرضا
خیلی حالش خراب بود از زمین وزمان بریده بود رفتم تو زندگیش خیلی طول نکشید که حالش خوب شد تشکر کرد و رفت
علیرضا
یه روز رفتم داروخانه کان دوم بگیرم خیلی شلوغ بود منم عجله داشتم خفن با صدای بلند به دکتر گفتم اقا دکتر این کان دوم ما چی شد مریضمون مرد
علیرضا
خیلی تنهام دلم میگیره همش اه لعنت به این زندگی