اعتراف میکنم یه بار خونه تنها بودم رفتم تو اشپز خونه جو گرفت زدم زیر اواز و جیغ و هوار...یه هو اومدم تو هال دیدم بابام اونجا دراز کشیده.....هیچی دیگه تا یه ماه نتونستم چش تو چشش بشم
یک پیرزنی بود که در خانه ی اجاره ای زندگی می کرد و ماهی سی هزار تومن هم اجاره خانه می داد. در حالیکه سه تا پسر داشت و مبلغ اجاره هم به نسبت مساوی از طرف پسرهايش تامین می شد؛ یعنی از قرار نفری ده هزار تومن. تا اینکه یکی از ماه ها که پیرزن سی هزار تومن را از پسرهاش ( نفری ده تومن) گرفت و به صاحب خانه داد، مرد صاحب خانه پنج هزار تومن از مبلغ اجاره را به عنوان تخفیف ( تخیل کنید) به پیرزن پس داد . یعنی اینکه از آن سی هزار تومن پنج هزار تومنش برگشت! پیرزن از آن پنج هزار تومنی که پس گرفته بود سه تا هزار تومنی به پسرهايش پس داد و دو هزار تومن هم برای خودش نگه داشت



13 سال و 1 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 16 دقيقه قبل