manij
خبر جدید اینکه ............دوستت دارم هایم را فریاد میزنم.........گوشهایت را بگیری هم مهم نیست دیگر!!!!!!
manij
کر می شوند چشمانم .........وقتی باران احساسم را مزه نمی کنی.....حتی لحظه ای......!!!!!
manij
......شیرین میشود کام لحظاتم با تو........
manij
راه رفتن شانه به شانه ی_ مردانه ات برایم پروازیست روی بال قاصدک رویا......
manij
آه........................
manij
كه تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد لب تو ميوه ي ممنوع ولي لبهايم هر چه از طعم لب سرخ تو دل كند نشد با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر هيچ كس!هيچ كس اينجا به تو مانند نشد هركسي در دل من جاي خودش را دارد جانشين تو در اين سينه خداوند نشد خواستند از تو بگويند شبي شاعر ها عاقبت با قلم شرم نوشتند :نشد!
manij
می نوشم.......می خواهم مستیت را بچشم....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تولدت آغاز کرد پایانی را که شروع دردهایم شد....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هنوز هم روزهای تقویم نبودنت را چند باره سیاه میکنم تا برگردی.............مگر نگفته اند خواستن توانستن است!!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وزن نبودنت سنگین شده......برگرد!!!!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یواش می نویسم اسمت را.......ترسم از نوشته هایم هم فرار کنی.....مثل خودم!!!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تاب نیاورد دلم رفتنت را.......چشمانم را بستم.....باز کردم.....رفته بودی
manij
گذشتم را بهای عشقم بدان نه باتلاق خودخواهی هایت!!!!!
manij
هنوز هم نیستی.....می دانی..... به درک.......من هستم با خدایم......