arash
می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! من یاد کسی می افتم ، که با سازش ، گوشه ای شاد میزد... اما با چشمهای خیس ...!!
arash
بازیـ تــازه ایـ نیستـ پیــ چــش سیـــگاریـ لایـ انگشتانــمـ لبـ زدنـ به تمام ضررهایتـ دود شدنت میانـ نفس هایمـ
arash
هـــی کـــافـــه چـــی! دستـــور بــده سیـــگــار بیـاورنــد مشـــروب و پاســور هـــم... و مرد هـای هــرز را دور میــز مــن جمـع کــن! ... بگــو بنــوازنــد........ . . . شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!
arash
ادم ها فقط ادم هستند نه بیشتر نه کمتر اگر کمتر از چیزهایی که هستند حسابشان کنی انها را شکسته ای اگر بیشتر از ان حسابشان کنی انها تو را میشکنند
arash
تنهایی شوری اشکهایم زخم صورتم را میسوزاند این زخم زندگی است که مدتها مرا همراهی میکند دست سردی نیست تا اشکهایم را پاک کند و مرهم زخمم باشد در بسته است نگاهم بر در خیره مانده اتاق سرد است همه چیز سرد است ولی گرما تنم را میسوزاند کسی نیست خاموشم کند ولی اینبار دیگر صورتم نمیسوزد تنم از این همه تنهایی آتش می گیرد و میسوزد
arash
درد دارد ... وقتي همه چيز را مي داني ... و فکر مي کنند نمي داني ... و غصه مي خوري که مي داني ... و مي خندند که نمي داني .
arash
چــه میــــشـود کـــرد؟؟؟ کــوتـاه نیـایـی کــوتـاهتــــ می کننـــد ! بعــد هـم قیچــی را بــه دستتـــ می دهنــد... و تـو اعتـرافـــــ می کنـی... خـودم کـردم کـه لعـنتــــ بـر خـودم بــاد
arash
بچه که بودیم میدانستیم هر وقت گم شدیم باید سر جایمان بمانیم تا پیدایمان کنند… مدتهاست ایستاده ام کسی مراپیدا نمی کند!
arash
خـســتــه ام خـسـتــه از تـمـــام ِ بــودنـــ هــایـَـمـــ از تـمـامِ " چـرا " هـایِ بـی پـاسخی کـه در درونـَمــ یـخ زده و درد دارد ؛ درد دارد و دردِ ایـن انـجـمــاد تــا حــدی سـت کـه مـرا خـواهـان آتـشـکـده ی دوزخ کـرده . . لـطـفـا بـه مـن نـزدیـک نـشـویــد واگـیــر دارد ایـن درد . . .
arash
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را… به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم
arash
" وفـــــــــــــــــــــــا " یعنی اینكه بعد از رفتنت حتی نگذاشتم كسی بفهمد مرا دور زدی ... !!
arash
برهنه ات میکنند تا بهتر شکسته شوی... نترس گردوی کوچک... آنچه سیاه میشود روی تو نیست؛ دست آنهاست...
arash
و چقدر دیر می فهمیم که زندگی همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم
arash
نه نمی دانی... هیچکس نمی داند...! پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد...! نمی دانی...! کسی نمی داند.....! این آرامش ظاهــــــر و این دل نـــــــا آرام...! چقدر خسته ام میکند...
arash
روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد......