arash
همیشه دوست داشتم سوار تاکسی بشم و بگم برو دنبال اون ماشین ! عجله کن لعنتی .. !!!
arash
پسر خالم تعریف میکرد: تو بیمارستان بستری بودم حال کردم یه دور با ویلچر بزنم ببنم چه مزه اییه یهو یه زنه با دخترش منو دیدن داشتن دل میسوزوندن منم کلی عدا در اوردم از خودم که کمکم کنید یهو پرستاره اومد گفت ویلچر دست تو چیکار میکنه پاشو ببینم منو بلند کرد ویلچرو برد دختره دوست داشت با کله بیاد تو صورتم ننشم زده بود زیره خنده
arash
يه بار جوگير شدم يه پيرمردكور رو به زور از خيابون رد كردم ديدم يه چيزايي مي گفت؛ شلوغ بود توجه نكردم. اون ور خيابون با عصا زد منو گفت احمق اونجا منتظر پسرم بودم!!!!!!
arash
وقتی یکی هی میخواد یه چیزی بهت بگه بعد میگه : "بی خیال" . باید اینقد بزنیش تا بفهمه بی خیال ینی چی
arash
چه بسا افرادی که حــــــــتی رانندگی بلد نیستند ؛ ولی ... به چـــــه زیبایی " دور " زدن را بلدند ...!
arash
بر لب جوی فراموشی تو بوته ای می روید من تو را مثل ذرات هوا می خواهم کوه در حسرت یک جرعه طنین من تو را مثل صدا می خواهم تو به من نزدیکی مثل خورشید به گل مثل تصویر به آب مثل آواز قدم های دو همراه به پل با صدای تو نمی ترسم از این تاریکی من تورا مست و رها می خواهم مثل یک تکه ی ابر در سراشیبی یک تپه ی سبز با تو از خلقتم آگاه شدم با تو فهمیدم انسان هستم من تو را مثل خدا می خواهم بگذار راحت و ساده بگویم یارا من تو را می خواهم.
arash
بر لب جوی فراموشی تو بوته ای می روید من تو را مثل ذرات هوا می خواهم کوه در حسرت یک جرعه طنین من تو را مثل صدا می خواهم تو به من نزدیکی مثل خورشید به گل مثل تصویر به آب مثل آواز قدم های دو همراه به پل با صدای تو نمی ترسم از این تاریکی من تورا مست و رها می خواهم مثل یک تکه ی ابر در سراشیبی یک تپه ی سبز با تو از خلقتم آگاه شدم با تو فهمیدم انسان هستم من تو را مثل خدا می خواهم بگذار راحت و ساده بگویم یارا من تو را می خواهم.