arash
بيزارم از كساني كه مي خواهند برايم نقاب تو را به چهره بزنند، عطر تو را مي زنند، نگاه تو را دارند، بي وقفه محبت مي كنند و بيزار تر مي شوم وقتي كه مي خواهند ياد تو را كمرنگ كنند در ذهنم. برگرد... نيمكت دلم را خالي نگاه داشتم. برگرد تا بكوبم بر دهانشان، تا ثابت كنم هنوزم هماني هستي كه بودي. تو فقط برگرد، جوابشان با من!!
arash
به غضنفرمیگن تعطیلات تابستان کجامیری؟میگه میرم شمال لب کارون
arash
خیلی ها خیلی وقت است که رؤیاهای خود را در ایستگاهی دور جا گذاشته به عمد آمده اند زندگی کنند. می گویند بی خیال هر چه که بود و بی خیال هر چه که هست
arash
20 نفر واست سالاد فصل سلطنتی درست میکنند... لب نمیزنی... ولی دوست داری تره ای رو بخوری که "اون" هیچوقت واست خرد نمیکنه!!
arash
تو از سيگارت كام گرفتي و من با كامي يواشكي از سيگارت لب هاي تو را بوسيدم! بهانه مي كنم و به بهانه بوسيدن لبت از سيگارت كام مي گيرم. آنقدر مي مكم سيگار را تا حس كنم لب هايت را ته خيس سيگار... و آنقدر غرق مي شوم در كام گرفتنت كه جز بوسه هيچ در ذهن پليد من نيست! به بهانه اي خاموش مي كنم سيگار را تا كام تو باز مك بزند سيگارم را و آنگاه سيگار را با پوك هايم بوسه باران مي كنم! آري اين است حقه من براي بوسه گرفتن از لب هايت. نمي داني بدان!!!
arash
آهاے همیشگے ترینم! تمام فعل هاے ماضے ام را ببر.. چہ در گذر باشے چہ نباشے براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے خواهے بود.. من هر لحظه تو را صرف مے کنم!
arash
اعتبار آدمها به حضورشان نیست به دلهره ای است که در نبودنشان درست می کنند
arash
نترس جانم !! ظرفیت باور من به اندازه همه دنیاست ... تو دروغت را بگو !!
arash
از تند باد هایی كه حوالی ساعت های نبودنت می وزند ، می ترسم ... !! می ترسم تو آن ها را فرستاده باشی برای بردن همین ته مانده هایی كه از تو اینجا به یادگار مانده !!
arash
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
arash
رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نه پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم
arash
پسر عموم به دخترعمم که ۵ سالشه میگه: دخترا موشن مثه خرگوشن دخترعمم میگه : پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم
arash
الان امتحانمو دادم اومدم خونه.به مامانم سلام كردم.مامانم نزديك ٥ دقيقه بهم زل زد. گفتم:چى شده؟گفت: نميدونم چى بگم كه پ ن پ نگى؟
arash
روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد......
arash
آرزو كن با من كه اگر خواست _ زمستان _ برود! گرمی دست تو اما... باشد ! "ما" ی ما " من" نشود سایه ات از سر ِ تنهایی ِ من كم نشود...........