arash
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده ریچارد!
arash
احكام عشق : دیدنت واجب ، بوسیدنت مستحب، سكوتت مكروه، و ندیدنت به خـــــــــــــــــــــــــدا حرام است .
arash
زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟ دکتر علی شریعتی
arash
دلـم عـجیب تـنگ شُده بـَرای تمام لحظه هـآیی .... که دلـت عـَجیب بـَرایـَم تنگ می شُد ..!
arash
از عشق های این روزا… داستانی به بلندای شنگول و منگول هم نمیتوان نوشت…
arash
این بار برای تو مینوسم هرچند ارزشش رو نداری دلم بازیچه ای بود برایت حیف که دیر فهمیدم حالا از دست تو و از دست دلم هر دو عصبانی ام عصبانیتی به پهنای آسمان و این صفحات باید جورش رو بکشند تا من اندکی خالی شوم روز اخر چه راحت گفتی دوستم نداری با انکه من همان بودم همان که عاشقش بودی همان که گفتی بدونش میمیری همان که گفتی بی اون آینده ای نداری چه شد یکدفعه بخدا من همانم عوض نشده ام ولی نفهمیدم چی در درون تو عوض شد
arash
خیلی ها خیلی وقت است که رؤیاهای خود را در ایستگاهی دور جا گذاشته به عمد آمده اند زندگی کنند. می گویند بی خیال هر چه که بود و بی خیال هر چه که هست
arash
درختان به من آموختند: که پایبندی هرکس به اندازه ی ریشه های اوست.... به هر درختی نمی توان تکیه کرد
arash
نامــــت خاطراتــــت بوســ ? ـــــه هايــــت و لـــمــــس حــــس بودنـــــت همـــه و همـــــه را بدست ســــــرد باد سپــــــردم يادم تو را فرامــ - - - - - ـــوش!
arash
خاطرات خیلی عجیبند گاهی اوقات می خندیم به روزهای که گریه می کردیم گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم......!
arash
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!!
arash
دیروز با اول شخص بودی ... امروز با سوم شخص ... چه راحت با اشخاص رابطه داری !!
arash
همیشه یادمون باشه از اومدن یکی توی زندگیمون.... ذوق مرگ نشیم تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفـــت دق مـرگ نـشیم...!
arash
شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد... ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...! فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟! خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم... و این است عظمت پروردگار عالمیان
arash
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم… هرجا كه دلت می خواهد برو … فقط آرزو می كنم … وفتی دوباره هوای من به سرت زد… آنقدر آسمان دلت بگیرد كه با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری...