arash
یکی از دوستان از دربند با دوست پسر گرامیش سوار تاکسی میشن برن تجریش ، کرایه رو که میخواستن بدن راننده میگه 6 تومن میشه ! اینا هم میگن چه خبره !! راننده میگه : فکر کردین ندیدم لب گرفتین )
arash
جهان سوم، جایی است كه به جای واژه ایمیل از واژه پست الكترونیكی استفاده می شود كه هم پست و هم الكترونیك هر دو انگلیسی اند
arash
چقدر می تپد دلــم که خالی حـیـاط را قشنگ خـط خـطـی کنم و با مـداد شـمـعـی ام دو گونه ی سپید مــاه را صــورتــی کنم چقدر می تپد دلــم که پله های خــانـه را دوتا یـکـی کنم و التماس میکنم اجازه ام دهید هـنـوز بـچـگـی کـنـم
arash
زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟ دکتر علی شریعتی
arash
رقص من به وقتِ غروب شعلههاي زرد ست و به افق ِ نگاهِ تو شعلههاي آبي كه برميآيند وقت رقص منست..
arash
هیـــچـــ وقتـــــ از خـــدا نخــواستــمـــ ؛ همــــهــ ی دنیــــا مـــالــ مـــنـ بـــاشهـــ... فقـــط خــواستـــمــ... اونـــیـ کـــه دنیــــایــ منــــهـــ ؛ واســــــــه هیچــــکــــیـــ نبــــــاشــهــــ ...
arash
دلـم عـجیب تـنگ شُده بـَرای تمام لحظه هـآیی .... که دلـت عـَجیب بـَرایـَم تنگ می شُد ..!
arash
ادم ها فقط ادم هستند نه بیشتر نه کمتر اگر کمتر از چیزهایی که هستند حسابشان کنی انها را شکسته ای اگر بیشتر از ان حسابشان کنی انها تو را میشکنند
arash
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی . .
arash
خدایا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است.........اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟
arash
تنـگی نفست را ،نیـنداز گردن آلـودگی هوا .. دلـــــت را ببین کجــــا گیـــــر
arash
از عشق های این روزا… داستانی به بلندای شنگول و منگول هم نمیتوان نوشت…
arash
تنهایی شوری اشکهایم زخم صورتم را میسوزاند این زخم زندگی است که مدتها مرا همراهی میکند دست سردی نیست تا اشکهایم را پاک کند و مرهم زخمم باشد در بسته است نگاهم بر در خیره مانده اتاق سرد است همه چیز سرد است ولی گرما تنم را میسوزاند کسی نیست خاموشم کند ولی اینبار دیگر صورتم نمیسوزد تنم از این همه تنهایی آتش می گیرد و میسوزد
arash
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد . و و و و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو
arash
بيزارم از كساني كه مي خواهند برايم نقاب تو را به چهره بزنند، عطر تو را مي زنند، نگاه تو را دارند، بي وقفه محبت مي كنند و بيزار تر مي شوم وقتي كه مي خواهند ياد تو را كمرنگ كنند در ذهنم. برگرد... نيمكت دلم را خالي نگاه داشتم. برگرد تا بكوبم بر دهانشان، تا ثابت كنم هنوزم هماني هستي كه بودي. تو فقط برگرد، جوابشان با من!!