arash
قهوه ی تلخ عشق را شکر می ریزیم من هم می زنم تو هم می زنی ناگهان تقدیر … همه چیز را … بر هم می زند…
arash
می خواهم برگردم به روزهای کودکی : آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود…
arash
همـــــــه زندگیم درد استـــــ ؛ درد …نمے دانم عظــــمتـــ این کلمـــــه را درکــــ مے کنے یا نــه ؟! وقتے مے گویــــــم درد…. تو بــه دردے فکر نکـــــــن کـــه جسمــــ انسان را ممـــــــکن استــ یکـــ بیمارے شــــدید بکشد!! نـــــــــــه؛ روحـــــــم درد مے کنـــــــد…!!!
arash
تـــو بـرو … مــــن هــمـــ بـرایـــِ اینـــکـــ ه راحـتـــ بــرویــــ میـــ گـویــمـــ: ” بــاشـد … بـــرو … خــیــالیـــ نیـــسـتـــ!!! ” امـّــا کیـــسـتـــ کــ ه نــدانــد… بیــــ تـــو تـــنـــهـا چیــــزیـــ کــ ه هـسـتـــ… خیــــالِ تـــوستــــ…
arash
جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها . .. . جایی که فقط میخوای یکی باشه یکی بمونه نره ، واسه همیشه کنارت باشه من الان اونجام …..! … تو کجایی ؟
arash
عطرهای خوب ، شیشه ی خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد درست مثل جای خالی تو . . .
arash
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد خوش به حال تو که خودت را راحت کردی یک خط کشیدی تنها آن هم روی من
arash
کاش امشب عاشقی هم پا می گرفت تشنگی هم طعم دریا می گرفت کاش امشب کوچه های منتظر یک سلام گرم از ما می گرفت این سکوت تلخ . دنیای من است کاش دستت . دست دنیا میگرفت آسمان ابری ترین اندوه را از دل سنگین شبها می گرفت پنجره دلتنگ چشمی آشناست کاش می شد عاشقی پا می گرفت .
arash
دلم میخواهد این کوچه باغ پاییز زده که در آن قدم گذاشته ام بی پایان باشد آنگاه که قرار است به پایان آن برسم از دنیا وداع گفته باشم تا تنها پاییز را ببینم ،دیگر نمیخواهم رهگذری را ببینم که روی برگها پا میگذارد و قدر پاییز را نمی داند
arash
من همونم که همیشه غم و غصه ام بیشماره اونیکه تنها ترینه حتی سایه ام نداره این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته اونکه در راه رفاقت همه ی هستیشو باخته .
arash
امشب از اون شبهاست که من، دوباره دیوونه بشم تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم .
arash
بازم جمعه و بازم دل تنگ … خدایا کاش جمعه رو از زندگی من برداری … این صبح های خالی و این ظهر های ساکت و غروبهای دلتنگش رو … چه فرقی داره واسه من اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه … زمزمه های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم شاید هفته بعد من شش روز باشه . . .
arash
راستش را بخواهی از موقعی که رفتی هیچ چیز تغییر نکرده است … من هنوز قهوه میخورم سیگار میکشم پیاده میرم … هستم؛ اما تلخ تر بیشتر تنهاتر
arash
دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم .
arash
از دماغم داره خون میچکه و بدو بدو دارم میرم طرف دستمال کاغذی ! وسط راه جلومو سد کرده میگه چی شده ؟ خون میاد ؟ دستمال میخوای ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ شیر دماغم خراب شده دارم میرم لوله کش بیارم ! رفته تو اتاق پروو لباس رو پوشیده ، اومده بیرون میگه میاد بهم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داره میره ، بدو تا فرار نکرده یه جور از دلش دربیار ! از گوگل سایت رو باز کردم ، نوشته آیا میخواهید وارد سایت شوید ! گفتم پـَـــ نــه پـَـــ مثل اینکه زنگو اشتباه زدم با طبقه بالایی کار دارم ، ببخشید دیگه تکرار نمیشه ! مامور آمار : شما فرزند خانواده هستید ؟ پـَـــ نــه پـَـــ من پدر خانواده ام ولی خیلی خوب موندم اصلا شکسته نشدم ! فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی بخاری گذاشتین خونتون اینقدر گرم شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم ! کیف گرفتم دستم همسایه میگه داری میری دانشگاه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم میرم مهد کودک امروز کلاس خمیربازی داریم ! لوله کش اومده خونمون میگه لوله های آب چکه میکنن ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ سیمای برقمون سوراخ شدن