محسن
توسط توئیتر
کودکی بزرگ/
اسپری به دست: /
" ای زبانتان /
تانک یا تفنگ/
حرف ما یکی است/
سنگ، سنگ، سنگ " / کودکی شهید ... :: رضا احسانپور
محسن
توسط توئیتر
ساعت 1:42نیمه شب است و من دارم بعنوان سحری، شیر و بیسکوییت موزی میخورم! هر کسی اونم اینطوریه الان، حاضرم بخاطر همین تفاهم باهاش ازدواج کنم
محسن
توسط توئیتر
دیوار روی شانهی دیوار، سر گذاشت || کنجی برای گریهی شاعر فراهم است :: رضا احسانپور
محسن
توسط توئیتر
من؟ ... نه!/ او؟ ... نه!/ ما؟ ... نه!/ شما؟ ... نه!/ آنها؟ ... نه!/ من دلم فقط "تو" میخواهد :: رضا احسانپور
محسن
توسط توئیتر
یک پشّهی کور در پی خورشیدم || ای کاش رها شوم از این مهتابی! :: رضا احسانپور
محسن
توسط توئیتر
آینه در آینه تکرار شود مغرب ِ دوری || سنگ بزن آینه را، فاصله را، مشرق ِ نزدیک :: رضا احسانپور
محسن
توسط توئیتر
به آن بچهی آذری فکر میکنم که فردا صبح که از خواب بیدار میشود، چند ثانیهای طول میکشد تا یادش بیاید دیروز مادرش مرده است ...
محسن
توسط توئیتر
پُر میشوی از غم،از عزا،از غربت/از اشک،از خاک،از اُ منفی،مثبت/ از کودکِ زیرِ ... آخ! بس کن شاعر!/تبریز! نلرز؛ من ندارم طاقت :: رضا احسان پور
محسن
توسط توئیتر
کوکوسبزی را پختم؛ پلو شوید هم دارد میپزد و من تا اینجا فهمیدم که فعلا بهترین کاری که میتوانم در راستای فلسفه خلقت بکنم، شستن ظرفهاست
محسن
توسط توئیتر
کوکوسبزی و پلوشوید میپزم و به فلسفه ی حیات فکر میکنم
محسن
توسط توئیتر
با من مثل خودم باش؛ مثل خودت