در اوج افسردگي به سر ميبرم نميخوام از حالم بگم................. چون خودمم نميدونم چمه؟! همه نصيحتم ميكنن همه كسايي كه دوستم دارن! با اينكه دوستم دارن ولي منو هنوز نشناختن اين ناراحتم ميكنه خدايا چه جوري بگم با حرفاشون اعتماد به نفسم زير 0 هست الان از كجاش بگم آخه چقدر دلم مي خواد درد و دل كنم مثل قبلا الان نمي تونم حرف بزنم نمي تونم چون نه من اون آدم سابقم نه اعتمادي دارم به آدماي اطرافم! خسته تر از هميشه ميرم كه خستگيمو با خواب برطرف كنم كه............