دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ehsan-shiiiiiL

ehsan-shiiiiiL
مرد - مجرد
امتیاز: 2874

دنبال‌شدگان

(618 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(443 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

«من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»آلبرت انیشتن

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

هیچ چیز واقعا خراب نیست ! حتی ساعتی كه از كار افتاده است ، دو بار در روز زمان را درست نشان می دهد .

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ی شلوارش بيشتر می شود . خطاب به راست

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

اميد دارويي است كه شفا نمي دهد، اما درد را قابل تحمل مي كند.

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@ندا در اين دنيای دَرَندَشت هر چيزی به نحوی بالاخره زندگی می‌کند. باران که بيايد بيد هم دشمنی‌های خود را با اَرّه فراموش خواهد کرد.

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

سلام دوستان

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

5گرم قبل صبحانه...

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

مگسه تیپ زذه بود داشت جلو آینه خودشو درست می کرد. ازش می پرسن: خبریه؟ می گه : آره یه گاو سر کوچمون خرابکاری کرده!

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: “دو تا آجر”!

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

وقتی خداوند مرد را آفرید پشیمان شد پس زن را آفرید تا جون اونو بگیره!

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

گفته بودی یا تو یا هیچکس . . . ولـــــی من ســــــــــــــــــــــــاده . . . انگار فراموش کرده بودم که این روزها " هیچکس " هم برای خودش کسی است کسی حتی مهمتر از من... می ترسم در پس آن زمانی که دوستت داشتم و این دل دل زدن ها . . . بیایـــــــــی و دیگر نخواهـــــــــم ات . . .

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد. * حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

اگر هرگز نمیخوابد دو چشم سرخ و نمناکم / اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم / ولی یادم نخواهد رفت هرگز که یاد تو هنوز اینجاست / میان سایه روشن ها ، دل شیدای من تنهاست / نباید زود میرفتی و از دل کوچ میکردی / افقها منتظر ماندند ازین ره تا تو برگردی .