Ehsan
چرا تو جلوه ساز این، بهار من نمی شوی چه بوده آن گناه من، که یار من نمی شوی بهار من گذشته شاید شکوفه ی جمال تو، شکفته در خیال من چرا نمی کنی نظر، به زردی جمال من بهار من گذشته شاید تو را چه حاجت، نشانه ی من تویی که پا نمی نهی به خانه ی من چه بهتر آن که نشنوی ترانه ی من نه قاصدی که از من آرد، گهی به سوی تو سلامی نه رهگذاری از تو آرد، برای من گهی پیامی بهار من گذشته شاید --- غمت چو کوهی، به شانه ی من ولی تو بی غم از غم شبانه ی من,,,,,,,,,,,,
Ehsan
رفتی ولی کجا که به دل جا گرفته ای دل جای توست،گرچه دل از ما گرفته ای,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
Ehsan
بوی موهات زیر بارون ،بوی گندمزار نمناک بوی سبزه زار خیس، بوی خیس تن خاک جاده های مهربونی، رگای آبی دستات غم بارون غروب، ته چشمات تو صدات قلب تو شهر گل یاس، دست تو بازار خوبی اشک تو بارون روی مرمر دیوار خوبی ای گل الوده گل من، ای تن آلوده دل پاک دل تو قبله این دل ،تن تو ارزونی خاک یاد بارون و تن تو، یاد بارون و تن خاک بوی گل تو شوره زار ،بوی خیس تن خاک همیشه صدای بارون ،صدای پای تو بوده همدم تنهاییام، قصه های تو بوده وقتی که بارون میباره، تو رو یاد من میاره یاد گلبرگای خیس روی خاک شوره زاره
Ehsan
غمیـــنم و تنها به خلوت شبها شکــــسته دلم را جدایی تو چو شعله لرزان چو آتش سوزا ن شرر زده بر جان جدایی تو نه برق امیـــدی نه نـــور نویدی نه صبح سپیدی در این شب غم به جان زده آذر فراق تو دیگر دلم شده یک سر لبالب غم عشق تو شد چون دام بلا کرد ه پریشان حال مرا چه چاره کنم با جدایی تو (2) در آتش آهم دو دیده به راهم که بی تو اسیر سکوت شبم بیا به کــنارم ببـــین شب تارم بیا که دگر جان بود به لبم ................
Ehsan
اجازه ندهید این سیل ، شما را مانند کاهی با خود ببرد بروید کشتیبان با تجربه و لایق ای جستجو کنید تا شما را به سوی بندرگاه معرفت رهنمون شود. در آنجا انوار درخشان و فروزان فراوان است... در آنجا همه شاد و خرسند ند چشم های دل خود را به سوی آن یکی برمیگردانند که دوست دارد او را بهتر ببیینند و درک کنند آن یکی که نه شنیدنی و نه محو شدنیست ، آنکه بر دیده ها ناپیداست و آنکه تنها به چشم عقل و قلب او را توان یافت ( هرمس )
Ehsan
من یه پرنده م آرزو دارم تو باغم با شی من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای چراغم باشی هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم می میرم اگه از تو جدا شم اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم تو رو دوست دارم تو رو دوست دارم
Ehsan
یه مرغ دارم روزی دو تا تخم میذاره . . . . . . معاوضه با زمین یا مغازه!
Ehsan
او سر سپرده ميخواست!!!! من دل سپرده بودم
Ehsan
گفتي : دوستت دارم و من به خيابان رفتم!!!! فضاي اتاق براي پرواز كافي نبود....
Ehsan
احتياط بايد كرد!!!! همه چيز كهنه مي شود و اگر كمي كوتاهي كنيم عشق نيز.....
Ehsan
بابام رفته مسافرت ، هرشب ساعت 2 اس ام اس میزنه بهم : پاشو کولرو خاموش کن !!
Ehsan
شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد! رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !
Ehsan
آقا خروسه ضمن اظهار خوشنودی از افزایش قیمت مرغ ادامه داد، خیلی خوشحالیم که به بالاخره نوامیس عریان ما از پشت ویترن ها جمع آوری شد !
Ehsan
یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه میافته توی یه دستانداز، یكی از گلابیها میافته وسط جاده، بر میگرده به كامیون نگاه میكنه و میگه: گلابیها، گلابیها! گلابیها میگن: گلابی، گلابی! كامیون دورتر می شه، صداشون ضعیفتر می شه. گلابی میگه: گلابیها، گلابیها! گلابیها می گن: گلابی، گلابی! باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابیها، گلابیها! اما صدای گلابی دیگه به گلابیها نمیرسه! گلابیها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمیداده! گلابی یه نفر رو پیدا میكنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ میزنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابیها، وقتی كه گلابیها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابیها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اون شور و اشتیاقت تو حلقم ، واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه؟!؟!؟!؟!؟
Ehsan
در ایتالیا مردی قصد ازدواج داشت. پس به یک بنگاهی مراجعه کرد که روی آن نوشته بود «بنگاه زناشویی». مرد در را باز کرد و وارد اتاقی شد که دو در داشت. روی یکی نوشته شده بود «زیبا» و روی دیگری «نازیبا». در زیبا را فشار داد و وارد اتاق شد. دو در دیگر دید، روی یکی نوشته شده بود «کدبانوی خوب» و روی دیگری «شلخته». او از در کدبانوی خوب وارد شد. در آن جا دو در دیگر بود که روی یکی «جوان» و روی دیگری «پا به سن گذاشته» نوشته شده بود. از در جوان وارد شد. ته اتاق آینه ی دیواری بزرگی دیده می شد که روی آن این جمله نوشته شده بود: «با چنین ادعا و هوس ها، بهتر است اول خودتان را در این آینه نگاه کنید!!»