احسان ضیأیی
عشق آفريده ی خدا نيست، عشق آفريده ی تنهايی من و تو ست ! که هزار سالِ آزگار است خيال می کنيم کسی در راه است . . .
احسان ضیأیی
تو را چه سود از باغ و درخت که با یاسها به داس سخن گفتهای....
احسان ضیأیی
ردپایم بی صداست عشق من بی انتهاست... ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست!!?
احسان ضیأیی
سعی نکن من رو خوشحال کنی ، سعی کن با من خوشحال باشی
احسان ضیأیی
تو چه میفهمی حال و روز کسی را که دیگر، هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند
احسان ضیأیی
تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند؟
احسان ضیأیی
به سلامتی رفیقی که زرنگه ، وجودش قشنگه ، قلبش یک رنگه ، عشق پر رنگه ، شرابش خوش رنگه ، آخرش دل ما واسش تنگه
احسان ضیأیی
هیچ وقت نگو نمیشه - وقت ندارم
به تو همان مقدار زمان داده شده که
به هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ، ادیسون و آلبرت انیشتین داده شده ...
احسان ضیأیی
وقتی دل ، تنها کالایست که خدا شکسته ی آن را میخرد ؛ پس چرا من به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم . . . . . !؟
احسان ضیأیی
دنیا به من یاد داد دوری کسی رو که دوستش دارم تحمل کنم اما وفا به من یاد داد کسی رو که دوستش دارم هرگز فراموش نکنم
احسان ضیأیی
پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است
احسان ضیأیی
گوشه ای می گریستم عابری گفت: حالتان خوب است ؟ گفتم: خوبم! تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است...
احسان ضیأیی
وقتی سرت با دیگران گرمه ..!
وقتی همه واست عزیز دل هستن و قربون صدقشون میری ..!
وقتی سرگرم خوشیهات هستی ..!
چه اهمیتی داره من کجام ..!
ساکت و تنها یه گوشه ایستادم و فقط نگاه میکنم حتی دیگه شکایت هم نمیکنم ..!
شاید بزودی ، وقتی سرتو برگردوندی ، من بی صدا رفته باشم ..
احسان ضیأیی
همه انسانها دلداری دارند. ومنهم
ولی عشق تو آنست که معشوق باشی
پس بیا وبه عشق خود برس
که عاشقت منم!!!