دلایل بودنم را مرور میکنم هر روز!... هر روز از تعدادشان کم میشود!... آخرین باری که شمردمشان، تنها یک دلیل برایم مانده بود... آنهم دیدن تو در خـــــــــواب بود!!!...
آه مـــــــــــــرد من لمس تن تو خوابیدن میان دستان تو بیدار شدن روبه روی چشمان تو دیدن لبخند هر روزه ی تو گرفتن دستان گرم تو سر بر بازوی تو نهادن سرت را به سینه فشردن راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو این است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من
شاهزاده ی من... به مـرد بودن و مـرد ماندن و مـردانگی ات افـتخار میکنم آآآآری تـو شـاهزاده ی رویـای دخـترانه هستی . . . ای مـرد نمیـخواهم با آن اسـب سفید بالدار بیایی ! همیـن که قلبت سفید و بی ریـا بـاشد برای مـن کـافی ست . .
برای شرکت در بخت آزمایی به رجوع نمایید.
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل