elinaz
قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گران تر می خرند
elinaz
تو در انجا ، من اینجا بی قرارم / دل صبری تو داری من ندارم / به قربون دل صبرت بگردم / به دیدار شریفت انتظارم
elinaz
در فلسفه وفا چنین آمده است دل وقف شکستن است بیهوده نرنج . . .
elinaz
در میان بغض کوچه ها من همان تنها ترینم ............
elinaz
گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد توست
elinaz
عشق چیست؟
شاید شمعی است که هر دم میسوزد و شاید دوستی است که هردم می جوشد و شاید ترانه ایست که آوازه اش در دلها جاری است
ولیکن هر چه هست زیباست...
elinaz
لحظه ای در گذر از خاطره ها ناخودآگاه دلم یاد تو کرد خنده آمد به لبم شاد شدم گویی از قید غم آزاد شدم هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت
elinaz
مـن عاشقت هـستم و تا انتهاے این دنیـاے پـر از تهـے هیچ کارے به جز دوست داشتنت ندارم هـیچ دلیلے بـرای تنهـا گذاشتنت ندارم و هیچ بهانه اے براے از یاد بردنت حتے براے لحظه اے ندارم!
elinaz
تو اگر بیایی چشم هایم را می بندم با تمام وجود لمس ات می کنم و از صمیم دل آرزویت می کنم تو را با تمام ابهتت میان انگشتانم، پنهان می کنم و وجودم را با تمام بی کسی هایش در وجود بی کرانت سبز می کنم تا درختچه ای شود میان خاطرات سربه فلک کشیده و آرزوهای کودکانه و مشتی عاشقانه، در بیت بیت غزل هایم، نثارت می کنم تا دوباره، بذر محبت در سینه ات بشکفد و برای ثانیه هایی که چشم بسته در برابرت می سوزم آغــوشــت تکیه گاهم باشد
elinaz
مردم_دودسته_اند : اونائی که شکست عشقی خوردن و اونائی که قراره شکست عشقی بخورن حالیشون نیس !
elinaz
زمین عاشق شد و آتشفشان کرد وهزار هزار سنگ آتشین به هوا رفت . خدا یکی از آن هزار هزار سنگ آتشین را به من داد تا در سینه ام بگذارم و قلبم باشد . حالا هر وقت که روحم یخ میکند ، سنگ آتشینم سرد می شود و تنها سنگش باقی می ماند و هروقت که عاشقم ، سنگ آتشینم گر می گیرد و تنها آتش اش می ماند . مرا ببخش که روزی سنگم و روزی آتش . مرا ببخش که در سینه ام سنگی آتشین است .
elinaz
حرف حساب روی دیوار نوشتهاند: «زیبارویان بیوفایند» کیست که زیباپسند نیست؟ اگر قرار بود زیبارویان به هر که اظهار مهر میکند پا بدهند که به جای «بیوفایی» به «هرزه» بودن متهم میشدند.
elinaz
اگه به اونی که میخوای نمیرسی، آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه.