زهرا توکلی
یک پلک زدن فاصله از تو تا من / باید بزنیم پلک،یا تو یا من هرچند که گفتند گناه است این کار / اما تو یکی بزن گناهش با من
زهرا توکلی
دلت طفل بود... قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را...
زهرا توکلی
سلام خوب من سیب را چیدم تـا ببینی تو را میخواهم ، نه بهشت را …
زهرا توکلی
و شعرهای من برای تو کم است
برای خوبیت! برای مهربانیت…
چگونه میتوان وجود یک فرشته را،
به واژههای خشک یک ترانه ساده کرد؟!
زهرا توکلی
دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت ، طبیعت زیباست ، نه به زیبایی حقیقت
، حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی ، جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی
زهرا توکلی
بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ ، دیگه همون بچه هم نیستیم پس می بینیم که چه دنیایی دارن بچه ها و چقدر دنیایی دارن بزرگ ترها پس ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و همیشه بچه بودیم کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم . .
زهرا توکلی
خانه دوست کجاست؟
من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
كنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر كسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست
شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی میكوبم و به یادش با قلم سبز بهار
مینویسم ای دوست خانه دوستی ما اینجاست
تا كه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست كجاست
زهرا توکلی
عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند.
زهرا توکلی
من به یادت آه را بر روی دل حک میكنم ، تابدانی انتظار دوست یعنی اوج عشق...
زهرا توکلی
من زائر چشمان تو شدم . زائر ضریح دریا . زائر دقایق آسمان . زائر حقیقت کهکشانها .و من زائر تو شدم .زائر چشمهایی که تمام دنیای من شدند. چشمهایی که مرا به قله می رسانند .چشمهایی نه از جنس غزل بلکه خود غزل. خود خود عشق . تمام تمام صداقت .
زهرا توکلی
دل م را پشت پایت پاشیدم تا زود برگردی........ ان روز هزار بار شب شد و نیامدی شاید !!!! شاید پشت سرت را ندیده ای اه...... کاش ان روز دلم را جلوی پایت پاشیده بودم .......
زهرا توکلی
می خواهم و می خواستمت، تا نفسم بود . می سوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود .