ღ♥فرح♥ღ
هرجادلت شکست خودت جاروش کن تاهرناکسی منت دستای زخمیشوسرت نزاره.
ღ♥فرح♥ღ
یادمون باشه که:
همیشه ذره ای حقیقت، پشت هر "فقط یه شوخی بود"
کمی کنجکاوی، پشت "همینط...وری پرسیدم"
قدری احساسات، پشت "به من چه اصلا"
مقداری خرد، پشت "چه میدونم"
و اندکی درد، پشت "اشکالی نداره"
وجود داره .....!
یادمون باشه ساده نگذریم
ღ♥فرح♥ღ
کرم زشت بود پیله بست پروانه شد , زیبا شد رفت حکایت توست که با من اوج گرفتی و شدی مال دیگری!
ღ♥فرح♥ღ
معتقدم اگه کسـی رو دوس داریـــن, رهاش نــکنیــن, بــگیریـــن بندازیـنش تــو زیر زمین انقد بـا چوب بزنیــنــش تا اعتراف کنه عــاشقـتــــونــــه.......
ღ♥فرح♥ღ
خدایا نون خشکم نشدیم بیفتیم زمین کسی برداره ماچمون کنه..........!!
ღ♥فرح♥ღ
دوره ای شده که حاضرم جای “پت”باشم اما یه دوست واقعی مثل “مت”داشته باشم!
ღ♥فرح♥ღ
اشكم سرازير مي شود وقتي ميبينم كسي كه همه ي دنياي من بود!!!!!!! منت ديگري را مي كشد...
ღ♥فرح♥ღ
دیگر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست بزار صادقانه بگویم گشتم اتفاقا بود اما... سهم من نبود بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...
ღ♥فرح♥ღ
یاد سهراب بخیر...ان سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی....باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست... اما:نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست...
ღ♥فرح♥ღ
یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار ....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن....
ღ♥فرح♥ღ
در ته فنجان قهوه ام
کفشهای تو پیداست.....
نمیدانم....
میروی
یا
می آیی؟؟؟
ღ♥فرح♥ღ
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم؛ من صبورم اما؛ بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم؛ بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب؛ و چراغی که تو را، از شب متروک دلم دور کند می ترسم؛ من صبورم اما؛ آه، این بغض گران صبر نمی داند چیست ..
ღ♥فرح♥ღ
باز يقه ام را چسبيده اي… که برايم شعر بگو، معشوقه… شعر تويي اين نوشته ها بهانه اند