دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
امتیاز: 172.8

دنبال‌کنندگان

(34 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

بیـا برای یکبـــــار هم که شـده دست به خــلاف بزنیــــم ... مـن انـــدوه تــو را می دزدم و تــو تنهـــــایـی مــــرا ..........

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر هوای یار دگر دارم و دیار دگر به دیگری دهم این دل که خوار کرده‌ی تست چرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف است به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم به فکر صید دگر باشد و شکار دگر خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف حکایتیست که گفتی هزار بار دگر

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

همچو گل چند به روی همه خندان باشی؟ / همره غیر به گلگشت و گلستان باشی؟ هر زمان با دگری دست و گریبان باشی؟ / زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی جمع با جمع نباشند و پریشان با شی / یاد حیرانی ما آری و حیران باشی ما نباشیم، که باشد که جفای تو کشد؟ / به جفا سازد و صد جور برای تو کشد؟ شب به کاشانهٔ اغیار نمیباید بود / غیر را شمع شب تار نمیباید بود همه جا با همه کس یار نمیباید بود / یار اغیار دل آزار نمیباید بود تشنهٔ خون من زار نمیباید بود / تا به این مرتبه خونخوار نمیباید بود

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست / عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست / خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست / چه توان کرد؟ پشیمانم و تدبیری نیست شرح درماندگی خود به که تقریر کنم؟ / عاجزم، چارهٔ من چیست؟ چه تدبیر کنم؟ نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است / گل این باغ بسی، سرو روان بسیار است جان من، همچو تو غارتگر جان بسیار است / ترک زرین کمر موی میان بسیار است

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

ای نشسته در خیال من فراموشم مکن با تنهایی و فراموشی هم آغوشـم مکن زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خویش خاموشم مکن می تراود تا شراب بوسه از جـام لبت ز شراب تلخ تنهایی قدح نوشم مکن دورم از شعله ، دارم دامنی رنگین بر این شرار از من مگیر از نو سیــه پوشم من چو صبا در جستجوی خود به هر سویم مکش همچو گیسوی سیاهت خانه بـر دوشم مکن ایــن دل درد آشنا را در شــرار غم مشــور هر چی می خواهی بکن اما فراموشم مکن

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

از سر کوی تو با دیدهٔ تر خواهم رفت چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت تا نظر میکنی از پیش نظر خواهم رفت گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت از جفای تو من زار چو رفتم، رفتم لطف کن لطف که این بار چو رفتم، رفتم آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم همه جا قصهٔ درد تو روایت نکنم دیگر این قصهٔ بی حد و نهایت نکنم خویش را شهرهٔ هر شهر و ولایت نکنم

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

حالم را پرسیدند گفتم رو به راهم اما افسوس کسی نفهمید که رو به کدامین راهم!!!

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

مست بودم، مست عشق و مست ناز مرغی آمد قلب سنگم را ربود بس كه رنجم داد و لذت دادمش ترك او كردم، چه می دانم كه بود مستیم از سر پرید، ای همنفس بار دیگر پر كن این پیمانه را خون بده، خون دل آن خود پرست تا بپایان آرم این افسانه را

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

کـاشــ تـَلـخـ ـی زنـدگــی...کـَــمـی اَلـکـٌـل داشـتــ ... شـایـَد مـَســتـمـان مـی کــَــرد و دَرد را نـمـی فـَهـمـیـدیــم

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

تو به اندیشه ی دیروز من اما سفری کن گذرا بین ما ، قصه ی ما که نبودیم تنها می گذشتیم با هم از پس فرداها از پس سختی ها ولی اما، اکنون سفرم تنهایی نبرد راه به جایی تو بیا بودنت در اینجا بود مرهم به دل زخمی ما تو نبودی و نشد در بر من هیچ نگاهی زیبا شده در این فردا رنگ ناکامی ما تیره تر از تاریکی دریاها سالها می گذرد : چه خیالی بافتم با دلم من اینجا.

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

مرا از خود جدا کردی ببین با من چه ها کردی چه ها کردی چه ها کردی شکستی تو غرورم رو دل دائم صبورم را رها کردی رها کردی مرا از من جدا کردی ببین با من چه ها کردی..

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

خواستن ،همیشه توانستن نیست گاهی فقط، داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

سکوت وصبوریم راپای بی کسیم نگذار،دلم به چیزهایی بند است که تویادت نمیاید.

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

پیوند ما به آینه ها حرف ساده نیست تصویری از رسیدن ما روی جاده نیست نا باورانه دل به تبسم بسته ایم غافل از اینکه پشت نقاب قلب ساده نیست تا چند آرزوی تهی وقتی هیچ هیچ بر جاده های باور ما کس پیاده نیست در گوشه ای سر به گریبان نشسته ایم آخرنصیب ما به محبت فتاده نیست افسوس که صادقانه شکفتن اجازه نیست