farhad
آلاله کوهسارنمو تویی تو ---بنفشه جو کناران و م توی تو
farhad
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن
farhad
عشق شیرین و فرهاد از مهرورزان زمان هاي كهن هرگز از خويش نگفتند سخن در آنجا كه «تو»ئي بر نيايد دگر آواز از « من» ما هم اين رسم كهن را بسپاريم به ياد. هر چه ميل دوست ، بپذيريم به جان ، هر چه جز ميل دل او ، بسپاريم به باد ! آه ! باز اين دل سرگشته من ياد آن قصه شيرين افتاد. بيستون بود و تماشاي دو عشق در زماني كه چو كبك خنده مي زد « شيرين » تيشه مي زد « فرهاد » نتوان گفت به جانبازي فرهاد افسوس نتوان كرد ز بي دردي شيرين فرياد . كار شيرين به جهان شور بر انگيختن است. عشق در جان كسي ريختن است ! كار فرهاد بر آوردن ميل دو دوست . خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن . خواه با كوه در آويختن است ! رمز شيريني اين قصه كجاست ؟ كه نه تنها شيرين ، بي نهايت زيباست ! آن كه آموخت به ما درس محبت مي خواست جان چراغان كني ، از عشق كني ، به اميدش ببري رنج بسي ، تب و تابي بودت هر نفسي به وصالي برسي يا نرسي ! سينه بي عشق مباد!
farhad
خدا یا کوه کن فرهاد شب و روزم نثارش باد به جانم می زند تیشه شدم با بیستون همزاد
farhad
شبی شیرین بزد فریاد، که ای شیرین ترین فرهاد* و ای خسرو ترین شمشاد صدای تیشه ات آباد *منم لیلای دلبندت که دل خون است و پا در بند* تویی عاشق ترین مجنون ولی در بیستون آزاد
farhad
خوشا بر حال فرهادی که با یک کوه می جنگد ...بدا برحال شیرینی که آزادیش رفت از یاد
farhad
شیرین من کمی سبزه متمایل به سیاهه میگن زیاد خوشکل نیست اما باید بیای از مردمک من ببینی یه چیزی تو مایه های گلشیفته هستش من که عاشقشم اگه دیدیش ایمیل من و بهش بدید
farhad
دنبال یه شیرین عسل اینجا میگردم
farhad
من شیرینم و پای بیستون گم کردم کسی اینجا نیومده؟ اگه اومده یه فید برام بزاره