فرهاد
در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند طناب دارت را نیز می بافند..... مردمی که صادقانه دروغ می گویند و خالصانه خیانت می کنند........
فرهاد
ه خدای عاشــــقان سوگنــــــــــــــــــــــــد... که اگر بدانمـــــ که دوستـــــــــــــــــــــم نداری، گریــــــــــــــــــــــــــه نمی کنم . . . بلکه آرزو می کنـــــــــــــــــــــم، کسی را دوستــــــــــــــــــــــــــــــ بداری که دوستــــــــــــــــت نداشته باشد !!!
فرهاد
سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت بابا داری میای خونه شیرنی میخری؟؟؟ جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه!! ماشینشو زد کنار خیابون پیاده شد آروم و با خجالت گفت آزااااااادی آزااااادی 2 نفر
فرهاد
و كجايي سهراب؟ آب را گل كردند،چشم ها را بستند و چه با دل كردند! واي سهراب كجايي آخر؟ زخم ها بر دل عاشق كردند،خون به چشمان شقايق كردند.. تو كجايي سهراب؟ كه همين نزديكي؛ عشق را دار زدند، همه جا سايه ي ديوار زدند.. واي سهراب كجايي كه ببيني حالا، دل خوش مثقاليست!! دل خوش سيري چند؟! صبر كن سهراب!! قايقت جا دارد؟؟؟
فرهاد
چه بسيار" انسان ها "ديدم ، تنشان لباس نبود و چه بسيار "لباس ها"ديدم که انساني درونش نبود
فرهاد
اونایی که میگن اونکه رفته یه روز حتما بر میگرده حتما کفتر بازن............
فرهاد
خنده بهترین اسلحه ی جنگ با زندگیست ، امیدوارم همیشه مسلح باشید
فرهاد
همه گفتن : عشقت داره بهت خیانت می کنه !... گفتم : می دونم ! گفتن : این یعنی دوستت ندارهااااا ! ... گفتم : می دونم ! گفتن : خره یه روز میذاره میرها تنها میشی ! ... گفتم : می دونم ! گفتند : پس چرا ولش نمی کنی ؟ گفتم : این تنها چیزی که نمی دونم !!!
فرهاد
ازبرف سفیدتر ازشب سیاهتر 5حرف دارد حرف اولش م است خوردنش حرام نوشیدنش حلال در قرآن ذکرشده مرد در روز 3 بار و زن درطول عمر1بار استفاده میکند؟ (منتظر جوابم)
فرهاد
ترجیح میدهم در [!]بوک باشم و به درس خواندن فکر کنم . . .تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به [!]بوک فکر کنم (یکی از فامیل های دور دکتر شریعتی)
فرهاد
هیچگاه ، هیچگاه و هیچگاه " به خویش متکبر مباش " و به یاد داشته باش : مرغان دیگری هم هستند که بالاتر می پرند!!!!
فرهاد
میدونی چرا وقتی لب کسی رو که دوستش داری میبوسی چشات بسته میشه...؟ چون زیباترین لحظه عمر آدم دیدنی نیست!!
فرهاد
بیچاره گرگ... دیر هنگامی بود وقتی سگ گلّه هم به گوسفندان میزد همه فریاد "گرگ...گرگ..." سر می دادند... غافل از اینکه گرگ زیر بار این تهمت ها زمین گیر شد...
فرهاد
پدر به دختر دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟ ؟ دختر : دارم ماهو میبینم بابایی ! پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم