فریبرز موسوی
دانی چند و عود چه تقریر میکنند؟/ پنهان خورید باده که تعزیر میکنند./ گویند از عشق نگویید و نشنوید/ مشکل حکایتیست که تابیر میکنند
فریبرز موسوی
تحفه اي يافت نكردم كه فداي تو كنم / يك سبد عاطفه دارم ، همه ارزاني تو
فریبرز موسوی
همه چیز از یاد آدم میره... مگه یادش که همیشه یادشه
فریبرز موسوی
افق ها سبز در سبزند و من فانوس در دستم...
فریبرز موسوی
ما هم به اینجا پیوستیم...!