فریاد
کودکی به پدرش گفت: «پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود ...» از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ...
فریاد
سلام من چند روزی نبودم مرا عف کنید
فریاد
روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت! اما من از روزها و روزگار گذشتم.بگذرید از من!
فریاد
من,تو=ما یادت هست؟ ولی تمام شد! حالا چی؟تو,او=شما من هم به سلامت
فریاد
می گویند شاد بنویس نوشته هایت درد دارند!! و من یاد مردی می افتم که با کمانچه اش گوشه ی خیابان شاد میزد اما چشمهایش خیس بود
فریاد
شريکم با تو در اين درد،منم مثل تو غم دارم،منم محتاج لبخندم،منم دستاتو کم دارم از اين بازي طولاني،منم مثل تو دل گيرم منم با عشق درگيرم،منم بي عشق ميميرم!ا
فریاد
من نه آنه بودم که آسان رفتم اندر دام عشق آفرین بر فرط استادی آن صیاد باد . . .
فریاد
چه “شوری” میزند دلم وقتی… در چشم دیگران انقدر “شیرین” میشوی !
فریاد
گفت : دوستت دارم هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد گفتم : خوب گشتی ؟ گفت : آره گفتم : اگه دوستم داشتی نمی گشتی . . .
فریاد
پرنده که رفت ، بگذار برود هوای سرد بهانه است ، هوای دیگری درسر دارد . . .
فریاد
درنگ عجب دنیای عجیبیست! رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود زمانی که گفتی”برو” چقدر عاشقانه می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .
فریاد
به انگشتانم که مینگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند . . . !
فریاد
قابل توجه آقایان : به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار مهربان ، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، وبه اونیز بگویید ، قطعا" همسرتان همین طور خواهد شد. قابل توجه خانمها : به این فکر کنید که همسر شما مرد خیلی خوبی است، پدری بسیار مهربان ، دامادی بهتر از دیگر دامادها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، و به او نیز بگویید ، قطعا" همسرتان همین طور خواهد شد.