فرزاد
با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را . . .
فرزاد
غرور من که زسختی به کوه میمانست کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟
فرزاد
در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است همیشه دلتنگ توام
فرزاد
اینجا چطوری میشه یه گروه درست کرد؟
نخیرم از نرده بون می افتی
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبلآهان از اون لحاظ
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 21 دقيقه قبلیه آواتار دیگه پیدا میکنم میزارم
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبل