فرزانه
با خودم میگویم تو هستی تو وجود داری تا به من ارامش دهی اما حالا میدانم ساده انگاری بود تا باور کنم تو کنارمی..نمیفهمم چرا گریه نمیکنم!چرا میخندم!چرا نمیفهمم گه دیگران پدر دارند و من دارم اما انگار ندارم!!دلم دیگر برای گرفتگی دوام نمی آورد..فقط زده ام به دشت بی خیالی و اما پسرکی را که دل به من داده بود رها کردم..میدانی چرا؟چون هرچه باشد هر که باشد از تو..از تو که پدرم هستی بهتر نیست..او هم مرا از یاد خواهد برد..مانند من که به یک شب فراموشت کردم
فرزانه
بالاخره اجازه داد نیم ساعت برم بیرون قدم بزنم...آق جووون...ما رفتم که برفتم بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
فرزانه
بالاخره ترقی کرد..ایشالا تا سال دیگه علنی میشه
فرزانه
کسی میدونه آزمون مبانی مهندسیFEچی هستش؟؟
فرزانه
من ازت متنفرم سبز رنگ تو سفید