fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
دنیای عجیبی شده است . . . برای دروغ هایمان ، خدا را قسم میخوریم ، و به حرف راست که میرسیم ؛ می شود جان ِ تــو… .
fatima
کـــــــــــم بــاش
از کم بودنت نتــــــــرس
اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه،
همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
fatima
دنیــ-ــــای عَجــــیبی ست ؛ ایـــــ-ــنجا لَبخـند را هَــــم ، بایــد زد..
fatima
یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم! واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم… بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه ! گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتم؟! نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن ..!
fatima
آدما دو دسته هستن اونایی که در جواب ِ “پاشو بریم” میگن کجا؟ و اونایی که میگن بریم. . .
fatima
کلاغ جان …قصه من به سر رسید …سوار شو …تو را هم تا خانهات می رسانم
fatima
همانند پلی بودم برای عبورت به فکر تخریب من نباش رسیدی دست تکان بده من خود فرو میریزم … .
fatima
به من گفت برو گورِت رو گم کن … و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !!! کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی : “زبانم لال !” .
fatima
گــریان شده دلـــــم…. همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز… پا به زمین می کـــوبد… تــــو را میـــخواهد…. فقط “تــــــــــــــــــو” را…
fatima
دلم غمگین غمگین است در این کومه در این زندان در این غوغای خاموشی در این جشن فراموشی در این دنیای بی مهر و کم آغوشی دلم ترسیده و تنگ است دلم ترسیده از آه پر از درد پدرهامان و از چشم پر از اشک تمام مادر ها دلم آشوب آشوب است دلم سرد و تنم بی روح بی روح است نمی خواهم، نمی خواهم دگر این زندگانی را و دل را نگاهم خیره بر بالا به دنبال نگاهی ساده می گردد و می بینم، و می بینم هوای گریه دارد آسمان هم پای چشمانم می روم آرام گونه ام خیس است آسمان می بارد امشب بر من و بر گریه هایم سخت…
fatima
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده .. امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ! و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم! و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست .. و غمــت سـهم ِ مــن! .
fatima
لبخندش را تقسیم کرد… خنده اش به من رسید؛ لبهایش به دیگری!
fatima
تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند .
fatima
. حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند… .
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 36 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 14 دقيقه قبلسلام
14 سال و 6 روز و 8 ساعت و 24 دقيقه قبلسلام
14 سال و 6 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبل