fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮردن ﻟﮕﺪی از ﭘﺸﺖ ! ﺑﺮداﺷﺘﻦ ﮔﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ اﺳﺖ
fatima
توی مارپله ی زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه …! تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه !
fatima
هوایت را کرده و کمی تو را میخواهد دل است دیگر یادش رفته که رفته ای
fatima
آدمــــا گـــاهـــی لازمـــــــه چنــــد وقـــــــت کـــرکـــره شـــونــو بکــــشن پـاییـــــــــن ،یــــــــه پـــارچــــه ســـیاه بـــزنــــن درش و بنـــویـــــــــسن کســـــی نـمــــرده ؛ فـقــــط دلــــم گـــرفتــــه . . . !!!!
fatima
من ، با کناری ات ,کنار نمی آیم ! کنار می روم
fatima
فیزیک بعدترها ثابت می کند در روزهای بارانی جای خالی آدم ها بزرگتر می شود
fatima
اگر یک روز ا ز عمر من باقی مانده باشد ..از .هر جای دنیا چمدان کو چکم را می بندم راه می افتم ایستگاه به ایستگاه ...مرز به مرز ...پیدایت میکنم کنارت می نشینم روی سینه ات به خواب می روم ...!!!
fatima
'خدایا''' به اطرافیان من بیاموز کـ ـ ـ ـه اَعــصاب من ضعیف تر از دستان لرزان یک پیرزن 90 سالس!!! انقدر باهاش ور نرن لطفاً
fatima
چه بده بغض داشته باشی.... دلت بخواد گریه کنی..... سرتو تکیه بدی به ضریح خانوم.... ولی.... نه اجازه داری بغض کنی.... نه اشکی بریزی.... و نه حریم امنی برای دل تنگت داشته باشی......
fatima
خداوندا! دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ... يابه قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان، يا دلم را از آرزوهای دست نيافتنی خالی کن...
fatima
وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . !
fatima
بچه که بودم بعضی وقت ها با برادرم یواشکی بابامو نگاه میکردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود منو برادرم حسابی به این کارش می خندیدیم چون می گفتیم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومدم دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم
fatima
آرام تر سكوت كن،صداي بي تفاوتي هايت آزارم ميدهد.
fatima
تنهايي آدم را حشره شناس ميكند حتي ناياب ترين عنكبوت هاي دنيا هم در اتاق من تار تنيده اند
fatima
زندگی غمکده ای بیش نبود سهم من جز غم وتشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشم که کدام خاطره اش نیش نبود
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبلسلام
14 سال و 5 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبلسلام
14 سال و 5 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبل