fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
عشــــقتـــــــ ـــ شوخــــی زیباییـــــــــ ـ بود که با قلــــــب من کردی زیبــا بـــــود ...امّا...شوخیـ ــــــــ بــــود حالا . . . تو بی تقصیریـــــــ ! خدای تو هم بی تقصیر است تمام این تنهایی تاوان اشتباه خود من است
fatima
دلم یک عشق جانانه بوسه ی محکم و حرفهای عاشقانه میخواهد . . بیا و مرا در آغوش بگیر! دوباره بگو که دوستم داری! هیچگاه از شنیدنش خسته نمیشوم!
fatima
تو راحـ ـ ـــت بخوابـــــ ـ ـ...من مشق گریهــ هایم ـهنـــوز مانـده...
fatima
مــن زانــوهـــایـــم را بــــه آغـــوش کــشیده بـودم وقـتـی تــــو بــرای آغــوش دیـگری زانـــو زده بــودی...
fatima
این روزها خیلی چیزها جالب است.....! مشترک موردنظرما........ موردنظرخیلی هاست!!
fatima
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد خوش به حال تو که خودت را راحت کردی یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من . .
fatima
مــُــحبـــــت تنـهـــــــا جــوشـکــــاری است کــه، دلهـــای شـکـسـتـه را رایـــگان جــوش مـی دهـــــد . .
fatima
شهر من اینجا نیست ! اینجا... آدم که نه! آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند! و جالب تر ! اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکند تا میزبان سیاهی دیگری باشد! . شهر من اینجا نیست! اینجا... همه قار قار چهلمین کلاغ را دوست می دارند! و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد! . شهر من اینجا نیست! اینجا... سبدهاشان پر است از تخم های تهمتی که غالبا "دو زرده" اند! . من به دنبال دیارم هستم, شهر من اینجا نیست...شهر من گم شده است!
fatima
من از نهایت شب حرف میزنم و از نهایت تاریکی اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
fatima
هر لحظه بهانه تو را میگیرم هر ثانیه با نبودنت درگیرم حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی من یکطرفه برای تو میمیرم…
fatima
خیال نبودنت نیز زیباست... اصلا بگذار صادقانه بگویم... هر خیالی که ردی از تو داشته باشد زیباست...
fatima
دست هایت را از روی گلوی شهر بردار خدا ! نفس های ما بستگی به بارانی که نمی بارد دارد !
fatima
خدایا !!!! آلودگی آدمها از حد گذشته... دنیا را چند روزی تعطیل نمیکنی!!؟؟
fatima
زندگی غمکده ای بیش نبود سهم من جز غم وتشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشم که کدام خاطره اش نیش نبود
fatima
تیک تاک های بی قراری امانم را بریده است نگاهت کاش این عقربه های سمج را تکانی بدهد!!!
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 14 ساعت و 52 دقيقه قبلسلام
14 سال و 3 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام
14 سال و 3 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل