فرشته _ رند خرابات
مجنونم و دلزده از ليلي ها / خيلي دلم گرفته از خيلي ها !
فرشته _ رند خرابات
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری به شنا برویم ؟؟ حقیقت ساده , پذیرفت لباسهایش را در اورد و به دریا رفت و دروغ لباسهای او را پوشید و رفت از انروز دیگر حقیقت عریان و زشت است و دروغ ظاهری اراسته و زیبا دارد با لباس حقیقت ...!!!
فرشته _ رند خرابات
خوب هم که باشی، از بس بدی دیدهاند خوبیهایت را باور نمیکنند! لعنت به شهری که در آن غریبهها آشناترند !!!
فرشته _ رند خرابات
نگران نباش، " حـال من خوب اســت " بــزرگ شده ام... دیگر آنقدر کــوچک نیستـم که در دلتنگی هایم گم شوم...! آمـوختــه ام، که این فاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش "زندگی ست" ... آمــوختــه ام، که دیگــر دلم برای "نبــودنـت" تنگ نشــــود. راستی، دروغ گفتن را نیز، خوب یاد گرفتـه ام...! "حال مـــن خوب اســت" ... خوبِ خوب.
فرشته _ رند خرابات
زندگی رقص واژه هاست یکی به جرم تفاوت ، تنهاست یکی به جرم تنهایی ، متفاوت ..... !
فرشته _ رند خرابات
خدا هماني است كه ما مي خواهيم، كاش ما هماني بوديم كه خدا مي خواست...
فرشته _ رند خرابات
وقتی ما بودیم , هیشکی نبود ..................!
فرشته _ رند خرابات
اقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب «شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . .
فرشته _ رند خرابات
مـــــــن عاشقـــانـــــه هایـــــــم را روی همیـــــــــن دیـــــــــوار مجـــازی می نویســــــــم ! از لــج تــــــــو . . . از لـــج خــــــــودم . . . که حاضـــــــر نبــودیــــــــم یک بار ایـــــــن هــــا را واقعـــــــی بــه هـــم بگوییــــــــم. . . !
فرشته _ رند خرابات
دلتنگـی، پیچیــده نیســت. یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض .. و آرزوهــای تـَـرک خـورده ! به همین ســادگـی ...
فرشته _ رند خرابات
دردهایت را دورت نچین تا دیوار شوند زیر پایت بگذار تا پله شوند . . .