بهاره
یارو از کلاهش خرگوش در میاره، من هنوز از قلبم یه گوساله رو نتونستم در بیارم!!!
بهاره
اشتباه از من بود پر رنگ نوشته بودمت بر کتیبه دلم به سختی پاک می شوی
بهاره
گوشه ای می گریستم ... عابری گفت : حالتان خوب است ؟! گفتم خوبم ! تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است ...
بهاره
یاد سهراب بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت : تو مرا یاد کنی یا نکنی ؛ من به یادت هستم . آرزویم همه سرسبزی توست.