هادی89
تنها برخی از آدمها بـــــاران را احساس می کنند ! بقیه فقط خیس می شوند … . .
هادی89
برای دل خودم می نویسم ... برای دلتنگی هایم برای دغدغه های خودم برای شانه ای که تکیه گاهم نیست ! برای دلی که دلتنگم نیست ... برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ... برای خودم می نویسم ! بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
هادی89
حرف زیاد است ... اما گاهی نمی دانی چه بگویی !.!.! گاهی فقط باید رفت ... چیزی شبیه کم آوردن !!!
هادی89
برای من همین از تو گفتن هاست زنـــدگـــی ....
هادی89
چرا نگاه می کنی ؟ تنها ندیده ای ؟ به من نخند ... من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم ...
هادی89
نمی دانم میدانی یا نه....؟ لحظه ی تولد من به همان ثانیه ای بر میگردد که تو برای اولین بار به من گفتی دوستت دارم...
هادی89
این آخرین ستاره بخت است در زمین آقاى سبزپوش بهاری بیا ببین مرهم نمانده است و مداوا نمیشود احساسهاى زخمى و دلهاى آهنین . . .
هادی89
ستارگان بی شرمانه چشمک می زنند به ماه ماه اما همچنان ماه من است ...
هادی89
باور کنید که فراموشش کرده ام ... اما نمی دانم چرا ... بعضی وقت ها ... همین که اسمش را می شنوم ... بی اختیار خاطره از چشمم فرو می ریزد .!.!.!
هادی89
مهم نیست که چقدر مرتکب اشتباه می شوید یا به آهستگی پیشرفت می کنید شما همیشه جلوتر از همه کسانی هستید که اصلاً هیچ قدمی برنمی دارند . .
هادی89
يه پيرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود
هادی89
طرف یه تیکه آشغال مي پره تو چشمش . می ره جلوی آينه تو چشش فوت ميكنه. خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!
هادی89
نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش… بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره
هادی89
غضنفر ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مُردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست