ali
نه شهر من،نه شهر تو...ساعت 1 صبح،دو تایی باهم...روی نیمکت،کنار آب... راستی ما عاشقیم،مگه نه!؟ (علی پاک نژاد)
ali
نگاه کن! موجا زیر پامونن ... موجا دارن به سمت ما میان،بخاطر ما اینطرفی میان...!؟ منو تو عاشقیم،مگه نه؟ (علی پاک نژاد)
ali
احساس عشق همه ما را دچار این توهم گمراه کننده می سازد که طرف خود را می شناسیم . جاودانگی - (میلان کوندرا)
ali
من سعی نکرده بودم از جام بلد شم،کسی هم نخواست منو کمک کنه،برای همین به تو فکر کردم،خودمو به تو دادم،رسیدن به تو خیلی سخت بود،من باید بجنبم،من اینجام تو در آینده...(علی پاک نژاد)
ali
شب شد،باید کارو تموم کنم،تو این جاده ی طولانیه جنوبی... همینطور نگاه میکنم،همینطور فکر میکنم،تو که نیستی برای چی باید به خونه برم...! (علی پاک نژاد)
ali
این روزا بدجوری داری منو میترکونی...یادمه یه روزی ستارت بودم،میدونی عزیزم وقتی ستاره ها میترکن همه چیزو با خودشون نابود میکنن،حالا که ستارت نیستم زیاد با من بازی نکن...!!! (علی پاک نژاد)
ali
وقتی که فکر میکردم دارم خیلی آسون تورو به دست میارم نمیدونستم که دارم نفرین نفر قبلیم رو به جون میخرم،وحالا که بخاطر دیگری دارم از دستت میدم دلم برای نفر بعدیم میسوزه،میدونی عزیزم به من میگن چوب دوسر سوخته...!!! (علی پاک نژاد)
ali
برو...برو راحت بخواب بیمرام،من همشه تنها بودم،تو خوب میدونی من از تنهایی نمیترسم...(علی پاک نژاد)
ali
زیر نور نقره ای ماه اون قایق مثل یه شبح بود،فقط منتظر باد فقط یه ضربه! ولی من امیدمو از دست دادم! هی ماهیگیر صدای منو میشنوی؟؟؟هی ماهیگیر صدای منو بشنو!!!منو با خودت ببر،منو با خودت به روشنیه دریا ببر...(علی پاک نژاد)
ali
برگرد عزیزم دارم ازت دعوت میکنم،راه پپیش روت طولانیه،من باید بهت هشدار بدم،با تمام وجودم میخام بدونی،دوست دارم...(علی پاک نژاد)
ali
تعجب نکن،من تو راه رسیدن به تو صدمه دیدم،فقط سعی کن تو ام به من برسی،منو مهکمتر تو آغوش بگیر،میدونم که هنوز زنده ام،من تو راه رسیدن به تو صدمه دیدم...(علی پاک نژاد)
yeki az rozaye khatere angiz ba to bodan kash bazam az in roza tekrar she
14 سال و 1 ماه و 11 روز و 5 دقيقه قبلکاش...
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 56 دقيقه قبل:*
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 20 دقيقه قبل