بودا به دهی سفرکرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد. بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت: این زن، هرزه است به خانهی او نروید. بودا به کدخدا گفت:یکی از دستانت را به من بده، کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بوداگذاشت . آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمیتواند با یک دست کف بزند بودا لبخندی زد و پاسخ داد: هیچ زنی نیز نمیتواند به تنهایی هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند. بنابراین مردان و پولهایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته است
تویی که همیشه از همین روستاییان ساده می پرسیدی : از ساعت چند اینجایید . دو ساعت قبل ... سه ساعت قبل ... تویی که می خندی و من هیچ نگفتم ، امروز به من بگو ، تو از چه موقعی بر سر بالین کشتگان بی گناه همین روستاییان ساده ای ؟؟؟ دو ساعت پیش ؟؟؟ سه ساعت پیش ؟؟؟ دو روز بعد ؟؟؟؟ یک هفته بعد ؟؟؟؟ تو کی خواهی آمد به تماشای داغشان؟؟؟ آقای پریزیدنت
بعضی دخترا یا بعضی پسرا هستن ؛ که اونقدر طرفشونو صادقانه دوست دارن ، که آدم دلش میخواد بره تو روی اون طرف خاص وایسه بگه : خدایی بی لیاقتی اگه اذیتش کنی ... !!
نپرس کجا میروم نپرس چه کسیست نپرس بچه ات بود نپرس برادرت بود نپرس خواهرت بود ...این همه ی کسم بود کمک هم نمیخواهم گودالی برایش میکنم به خاک میسپارمش کمک هم نمیخواهم.
عادل فردوسی پور همونیه که همیشه با ملتش بوده همونی که در سکوت خبریه رسانه ملی به اصغر فرهادی برای نشان اسکارش تبریک گفت همونیه که امشب اس ام اس برنامشو به زلزله زده های آذربایجان اختصاص میده همیونیه که ....