دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Hami ܓܨܓღ

حــالــم خــیــلــی بــده درباره »
Hami ܓܨܓღ
مرد
امتیاز: 26663

دنبال‌شدگان

(4187 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1681 کاربر)

گروه‌ها

(579 گروه)

بازدید

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

یه درد دل.../یه درد خیلی بزرگ.../یه بعض تو گلوت که میخوام بترکونمش ( ) داستان زندگی کوتاه من

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

حافظه ام همه چیز و همه کس را فراموش می کند ، خسته شدم بس که سابیدمش و تو هر بار نمایان تر شدی !

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

این تنهایی نیست که از آن می ترسم ترسم از این است... که در نبودنم گاه دیوانه وار سرت را از فرط بی قراری هایت و از ترس دیدن تمام نبودنم به دیوار خواهی کوبید... آیا خواهی کوبید؟؟؟

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتن تو می کشه لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و

این ارسال را بازنشر کرده است.
Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

پیدا كردنِ از میانِ این همه بود.

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

حوصله ات که سر می رود ؛ با دلـــــــــــــم بازی نکن من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام …

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

وقتی دلم می گیرد می نویسم برای تو ولی همه می خوانند الا تو...

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

همیشه از درونم کسی باز می دارد مرا از تلافی هرچه دلت می خواهد بدی کن!

Hami  ܓܨܓღ
2444_little_girl_lighting_an_old_mans_pipe.jpg Hami ܓܨܓღ

دختر و پیرمرد فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی . پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیستم . - قبلا اینو به تو گفتن ؟ - نه . - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم . - راست می گی ؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد. چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

من برم صبحونه الان میام

Hami  ܓܨܓღ
1321900324329140_orig.jpg Hami ܓܨܓღ

راحت نوشتیم بابا نان داد بی انکه بدانیم بابا چه سخت... برای نان همه جوانیش را داد!!!

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

از این راهرو یک نفر رد شده ، که عطرش همونه که تو میزنی از این راهرو یک نفر رد شده ، مثل وقتایی که تو ناراحتی نفس میکشم با تمام وجود ، عجب عطر خوبی زده لعنتی

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

سلام به همه