hamed
من از تو آتشی برای سیگارم خواستم.آتش تو تنها سیگارم را روشن نکرد...تمامه نا تمامم را به آتش کشید..
hamed
هیچ رقیبی ندارم جزء آیینه که هر روز تو را نگاه میکند او را هم شکست خواهم داد
hamed
هنوز هم دانههای انار رنگ و طعم تو را دارند وقتی دانه دانه بهانه بودند برای لب به لب شدن.
hamed
می آیی… در “وا” میشود… میروی…در “بسته” میشود… میبینی!!! حتی در هم “وابسته” میشود. ...
hamed
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند، بواسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند ...
hamed
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛ زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛ و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد ...
hamed
چه تلاش بیفایده ای؛ خودش رو از قرصهای آرامبخش پر کرده بود ، اونکه قلبش رو از یاد خدا خالی کرده بود ...
hamed
این سرها ،،این خوابها ...آغوش ..می خواهد ...نه سنگ!!!! من که خدا نیستم. اما تو خدایی حتما میدانی و این عدالت است!!؟؟ به من یاد داده اند که نباید ناشکری کرد و خدا خودش میداند. پس خاموش میشوم تو به عدالتت برس من هم به بندگی و اطاعت از تو
hamed
غمگینم همانندِ کودکی که میز تحریرش، سنگ فرش خیابان هاست...!
hamed
اسم هر دویمان را در گینس ثبت میکنند ! تو در دروغ گفتن رکورد زدی … من در باور کردن … !!!
hamed
ایـــن روزهــــا خــوابــــم نمـی آیــد ...؛فـقــط مـــی خـــوابـــــم کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم!
hamed
آن چیزی که تو را نکشد، تو را قدرتمند می کند...
hamed
رَفـــیــق . . . سر راهَــــت کــــه مـــیـــروی مَــــن را هــــم جَـــمـــع کُـــن . . . بُـــگــــذار پُـــشــت در شکسته ام
hamed
دیدن زجـــــــز کشیدن بعضـــــیا دلـــــــمو بد جور ، ناجور ، افتضاح میسوزونه
hamed
دلم تنگ شده براى روزهاى کودکى! که بهانه ى گریه ام داشتن یک عروسک بود! نه یک آدم!!