دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hamraz
زن - مجرد
امتیاز: 146.15

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(58 کاربر)

بازدید

hamraz
hamraz

اگر ما به قدر ترسیدن از یک عقرب از عِقاب خدا بترسیم،همه کارهای عالم اصلاح میشود.

hamraz
hamraz

می توان برگی بود و با یک نسیم افتاد ...و می توان درختی بود و با داغ هزاران برگ تا بهار ایستاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
hamraz
hamraz

سلااااااااااااام

hamraz
hamraz

فعلا میرویم شاید دیداری دیگر بااااااااااای

hamraz
hamraz

توکه نیستی ببینی ............

hamraz
hamraz

ای چراغ هر بهانه .....از تو روشن از تو روشن

hamraz
hamraz

اینجابارون شده مثل سیل 10 کیلومتر جلوتر بوران برفه اونوقت میگن آسمون همه چا یه رنگه

این ارسال را بازنشر کرده است.
hamraz
hamraz

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده

hamraz
hamraz

@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ جهان سوم جاییست که اگر در آن عادات روزانه ی مردم را بنویسید، شما را به عنوان طنز نویس می شناسند!

hamraz
hamraz

@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ بدترین کاری که ما با آدما میکنیم اینه که یه دنیا پر از خاطره براشون میسازیم و بعد تنها توی این دنیا رها شون میکنیم

hamraz
hamraz

رویای با تو بودن را ....سر کشیدم ........شیرین بود

hamraz
hamraz

از پرواز صرف نظر کردم تا تو بالش نرم تری داشته باشی ....

hamraz
hamraz

همیشه برای دوربین ها لبخند می زنی دریغا من که نزدیک بین ام!

hamraz
hamraz

شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من گفت تنهایی غریب است ببین این غربتش با من چه ها کرد تمام هستیم بودو ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد او هرگز شکستن را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا کرد...

hamraz
hamraz

چندیست که بیمار وفایت شده ام در بستر غم چشم براهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی مسئول تویی که من فدایت شده ام