Nesa
چــه بــــر سر عشــــــق آمــــد ؟؟؟ کـــــــه از افسانــــه هـــــــــا ..... رسیـــد بــــه صفحـــه حــــوادث روزنـــــامه هـــــا؟؟
Nesa
گاهــــــی دلم برای خودم تنگ ميشود ... گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ ميشود ....گاهــــــــــی دلم برای پاكيهای كودكانه ی قلبم ميگيرد ... گاهی دلم از رهگذرانی كه در اين مسيـر بی انتها آمدند و رفتند، خسته ميشود ... گاهـــــــی دلم از راهزنانی كه ناغافل دلم را ميشكنند میگیرد ... گاهــــــــی آرزو ميكنم ای كاش ، دلــــــی نبود تا تنگ شود ، تا خسته شود ، تا بشكند...!!!
Nesa
چه احساس قشنگیه وقتی با آرامش
سرم رو روی پاهات میذاشتم و خوابم میبرد
بدون گفتن شب بخیر
و تو تا صبح نگاهم میکردی !
Nesa
خورشيد هر روز ديرتر از پدرم بيدار مي شود اما زودتر از او به خانه بر مي گردد !
Nesa
من اینجا دلم سختـــــــ معجزه میخواهد و تو انگار..... معجزه هایتـــــ را گذاشته ای برای روز مبــــــــادا !! برای من هرروز بـــــــــی تو روز مباداستـــــ !...